Friedrich Wilhelm Nietzsche

رنگ چشمش را چه می پرسی ز من؟
رنگ چشمش کی مرا پابند کرد؟
آتشی کز دیدگانش سر کشید
این دل دیوانه را در بند کرد

فروغ فرخزاد

+ تاريخ دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 13:13 نويسنده یگانه بیگانه |

مایيم، ما كه طعنه زاهد شنيده ايم
مایيم، ما كه جامه تقوا دريده ايم
زيرا درون جامه به جز پيكر فريب
زين هاديان راه حقيقت نديده ايم!

فروغ فرخزاد

+ تاريخ یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ساعت 19:1 نويسنده یگانه بیگانه |
کتابی، خلوتی، شعری، سکوتی
مرا مستی و سکر زندگانی است
چه ‌غم گر در بهشتی ره ندارم
که در قلبم بهشتی جاودانی است

فروغ فرخزاد - اسیر، عصیان

+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22:42 نويسنده یگانه بیگانه |
در ایـن فـکـرم مـن و دانـم کـه هرگز
مـرا یارای رفتن زین قـفـس نیسـت
اگــر هــم مــرد زنــدانـبـان بـخـواهـد
دگــر از بـهـر پـروازم نـفـس نـیـسـت

فروغ فرخزاد

+ تاريخ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 0:49 نويسنده یگانه بیگانه |
با این گروه زاهد ظاهرساز / دانم که این جدال نه ‌آسان است
شهر من و تو، ای طفلک شیرینم / دیریست کاشیانه شیطان است

فروغ فرخزاد

+ تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ساعت 12:43 نويسنده یگانه بیگانه |
گریزانم از این مردم که با من / به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت / به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند/به رویم چون گلی خوشبو شکفند
ولی آن دم که در خلوت نشستند / مرا دیوانه ای بد نام گفتند

 

فروغ فرخزاد

+ تاريخ یکشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 22:12 نويسنده یگانه بیگانه |

ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 20:26 نويسنده یگانه بیگانه |
در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند،

طناب دار تو را می بافند،مردمی که صادقانه دروغ می گویند و

خالصانه به تو خیانت می کنند،در این شهر هر چه تنهاتر

باشی پیروز تری./ فروغ فرخزاد

+ تاريخ شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 20:37 نويسنده یگانه بیگانه |
زندگی شاید ریسمانی است که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد . "فرخ زاد"
برچسب‌ها: فروغ فرخزاد
+ تاريخ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 0:5 نويسنده یگانه بیگانه |
×بستن آگهی