Friedrich Wilhelm Nietzsche

ماییم و مِی و مطرب و این کنج خراب / فـارغ ز امـیـد رحـمـت و بـیـم عـذاب
جـان و دل و جام و جامه در رهن شراب / آسوده ز باد و خاک و از آتش و آب

خیام نیشابوری

+ تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 19:0 نويسنده یگانه بیگانه |
فلسفه خیام هیچ وقت تازگی خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانه های ...
ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 18:56 نويسنده یگانه بیگانه |
گویند بهشت و حور عین خواهد بود / آن جا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک / چون عاقبت کار چنین خواهد بود

خیام نیشابوری

+ تاريخ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 18:49 نويسنده یگانه بیگانه |
گرچه غم و رنج من درازی دارد / عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک / در پرده هزار گونه بازی دارد

خیام نیشابوری

+ تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 1:30 نويسنده یگانه بیگانه |
در دهر هر آن که نیم نام نانی دارد / از بهر نشست آشیانی دارد
نه خادم کس بود، نه مخدوم کسی / کوشاد بزی که خوش جهانی دارد

خیام نیشابوری

+ تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 1:15 نويسنده یگانه بیگانه |

وقت سحر است خیز ای مایه ناز         نرم نرمک باده ده و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند دراز                 و آنها که شدند کس نمیاید باز

خیام نیشابوری

+ تاريخ یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 0:18 نويسنده یگانه بیگانه |
"خیام" نمونه برجسته آزاد اندیشی آریایی ها بوده است. او پیوسته
می کوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر
اعراب رها کند./ ارنست رنان
+ تاريخ سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 23:58 نويسنده یگانه بیگانه |
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو / آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی / پس فرق میان من و تو چیست بگو

خیام نیشابوری

+ تاريخ سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ساعت 23:41 نويسنده یگانه بیگانه |
چون عمـــــر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
پیمانه چو پر شــــود چه شیرین و چه تلخ
می نـوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سلخ به غره آید از غره به سلخ

خیام

+ تاريخ چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ساعت 1:55 نويسنده یگانه بیگانه |
خیام ، تو گفتی که بسی خواهی خفت
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
گفتی که به کس نگو این راز نهفت
هر لاله که پژمرد ، نخواهد بشکفت

خیام

+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 21:36 نويسنده یگانه بیگانه |
ای کاش که جای آرمیدن بودی / یا این ره دور را رسیدن بودی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک/چون سبزه امید بر دمیدن بودی

خیام

+ تاريخ پنجشنبه دوم تیر ۱۳۹۰ساعت 15:29 نويسنده یگانه بیگانه |

از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
وز هیچکسی نيز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

خیام

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 20:45 نويسنده یگانه بیگانه |
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
ویط خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

خیام

+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ساعت 23:21 نويسنده یگانه بیگانه |
آورد به اضطرارم اول به وجود / جز حیرتم از حیات چیزی نفزود
رفتیم به اکراه و ندانیم چه بود / زين آمدن و بودن و رفتن مقصود

خیام

+ تاريخ جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ساعت 23:13 نويسنده یگانه بیگانه |
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان // برداشتمی من این فلک را ز میان
از نو فلکی دگر چنان ساختمی // کازاده بکام دل رسیدی آسان

خیام

+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 20:39 نويسنده یگانه بیگانه |

از آب و گلم سرشته ای من چه کنم؟
وین پشم و قصب تو رشته ای من چه کنم؟
هر نیک و بدی که از من آید به وجود
تو بر سر من نوشته ای من چه کنم؟

خیام نیشابوری

+ تاريخ یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:59 نويسنده یگانه بیگانه |
یک قطره آب بود با دریا شد
یک ذره خاک با زمین یکتا شد
آمد شدن تو اندرین عالم چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد.

روز بزرگداشت خیام بزرگ فرخنده باد!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 22:42 نويسنده یگانه بیگانه |
اي صاحبِ فتوا ز تو پركارتريم / با اينهمه مستي ز تو هشيارتريم

تو خونِ كَسان خوري و ما خونِ رزان / انصاف بده كدام خونخوارتريم؟؟

حکيم عمر خيام

+ تاريخ سه شنبه نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 20:51 نويسنده یگانه بیگانه |
«آنان‌که محیط فضل و آداب شدند// در جمع کمال شمع اصحاب شدند// ره زین شب تاریک نبردند به روز// گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند»

خیام


برچسب‌ها: خیام
+ تاريخ سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 23:30 نويسنده یگانه بیگانه |
بر لوح نشان بودنی ها بوده است

پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است

در روز ازل هر آن چه بایست بداد

غم خوردن و کوشیدن ما بیهوده است

"خیام"


برچسب‌ها: خیام
+ تاريخ جمعه چهاردهم آبان ۱۳۸۹ساعت 16:46 نويسنده یگانه بیگانه |
از منزل کفر تا به دین یک نفس است

وز عالم شک تا به یقین یک نفس است

ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار

کز حاصل عمر ما همین یک نفس است


برچسب‌ها: خیام
+ تاريخ جمعه چهاردهم آبان ۱۳۸۹ساعت 11:22 نويسنده یگانه بیگانه |
دریاب که از روح جدا خواهی رفت در پرده اسرار فنا خواهی رفت خوش باش ندانی ز کجا آمده ای می نوش ندانی به کجا خواهی رفت این کوزه چون من عاشق زاری بودست در بند سر زلف نگاری بودست این دست که بر گردن او می بینی دستی است که بر گردن یاری بودست امروز که نوبت جوانی من است می نوش از آن که کامرانی من است عیبش نکنید گر چه تلخ است خوش است تلخ است از آنکه زندگانی من است

خیام


برچسب‌ها: خیام
+ تاريخ پنجشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۹ساعت 23:54 نويسنده یگانه بیگانه |
×بستن آگهی