Friedrich Wilhelm Nietzsche

- از برای گرامیداشت خوانندگان وبلاگ، و همچنین ارج نهادن به دموکراسی بر آن شدم که
پرسشی را در میان بگذارم و آن این که " گرایش دارید از این پس، گفتار های چه
کسی را در وبلاگ جای دهم؟ برای این کار، شما می توانید در بخش
کامنت، نام نویسنده را بفرستید. "

- برای بازگردانی(ترجمه) نوشتار هایی برای به کار گیری در وبلاگ نیاز به چند تن که
در زبان انگلیسی (یا زبان های دیگر) چیره دست هستند، دارم. اگر در این زمینه
کسی دوست داشت کمکی بکند، کامنت بگذارد.

- مرورگر سازگار با قالب این وبلاگ، Internet Explorer می باشد.

+ تاريخ شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 19:59 نويسنده یگانه بیگانه |

شعری که به نام مولانا منتشر شده است!:

 

نه مرادم، نه مریدم
نه کلامم، نه پیامم
نه سلامم، نه علیکم
نه سپیدم، نه سیاهم ....


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۷ساعت 14:20 نويسنده یگانه بیگانه |

زیبایی زن

برای زیبایی، زن نباید بخواهد که او را زیبا بدانند، یعنی باید در 99 درسد موارد که ممکن است چنین شود، از زیبا به‌ نظرآمدن چشم‌ پوشی کند و مانعِ آن گردد؛ تا زمانی از شوقِ کسی برخوردار شود که دروازه‌های روحش چنان بزرگ باشد که بتواند چنین امر سترگی را بپذیرد.

فردریش نیچه ، انسانی زیاده انسانی ، جلد 2، آرا و گفته‌های گوناگون، پاره 292

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:2 نويسنده یگانه بیگانه |

بسیاری مردم، سخت کوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی افزودن ثروت خویش اند. این ها چیزی فراتر از افق تنگی که ابزار رسیدن به این هدف را در بر می گیرد، نمی شناسند : ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیستند. این ها به عالی ترین لذت ها که لذت های ذهنی است دسترسی ندارند و بیهوده می کوشند تا لذت های فرّار حسی را که مستلزم وقت کم، اما پول زیاد است و آن را گاهی بر خود روا می دارند، جانشین آن لذت های دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری آنان را کند، حاصل زندگی شان این خواهد بود، که تل بزرگی از پول را، یا برای افزودن، یا برای به باد دادن، به وارثین خود وا گذارند. بنابراین، چنین زندگانی ای که با قیافه ای جدی و حالتی حاکی از اهمیت سپری شده باشد به همان اندازه ابلهانه است که زندگانی کسانی که نمادش کلاه زنگوله دار است [ دلقکان ].

آرتور شوپنهاور

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 20:0 نويسنده یگانه بیگانه |

آرزویی اگر داشتم
می جنگیدم
پیروز می شدم!
افسوس
دوران سربازی ام
در صلح می گذرد

صبا کاظمیان

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:59 نويسنده یگانه بیگانه |

در موارد منفرد به من القا شده تا چه حد خو گرفتن به نوشته های من سلیقه را ‹‹نابود›› می کند... اما فردی که از راه تعالی خواست و اراده با من خویشی دارد با مطالعه آثار من، وجد واقعی فراگیری را تجربه می کند: زیرا من از اوج هایی می آیم که هیچ پرنده ای هرگز به آن پرواز نکرده است و مغاک هایی را می شناسم که هیچ پایی بدان راه نیافته است.

فریدریش نیچه - آنک انسان، رویا منجم، انتشارات فکر روز، ص 111

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:57 نويسنده یگانه بیگانه |

موجودی که ارزشمندی یا بی ارزش بودن آن، وابسته به نظر دیگران باشد، چه موجود اسفباری است... هر کس به اعتبار خود زندگی می کند و وجود دارد و بنابراین، نخست برای خود و در خود وجود دارد.

آرتور شوپنهاور

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:55 نويسنده یگانه بیگانه |

بسیارند کسانی که گمان می کنند در حال اندیشیدن هستند، حال آن که تنها کاری که می کنند دادن سر و شکل تازه  به تعصباتشان است.

ویلیام جیمز

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:54 نويسنده یگانه بیگانه |

نیچه به دختر جوان روسی بنام ‹‹لو فان سالومه›› علاقمند بود. اگر سالومه پاسخ مثبتی به عشق نیچه می داد، شاید زندگانی نیچه به گونه ای دیگر رقم می خورد و از تندی بیانش می کاست. نیچه از سوی دختر محبوبش نیز فهمیده نمی شود. او می گوید در مغز نیچه افکار تند و اندیشه های غریب و نا مانوسی می لولند که برای راه عادی زندگی کردن خطرناک است. پس از این نیچه در تنهایی مفرطی مچاله می شود و طی نامه ای می نویسد: ‹‹خیالبافی های من به حال شما چه فرقی می کند؟ هتا حقیقت گویی های من برای شما اهمیتی نداشته است. دلم می خواهد به این فکر کنید که من دیوانه ای دچار سردرد هستم که از زور تنهایی به جنون مبتلا شده ام.››

جی پی استرننیچه - بازگردان عزت الله فولادوند، انتشارات طرح نو، ص 56

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:53 نويسنده یگانه بیگانه |

هیچ چیز ارزش تلاش ، کوشش و تکاپوی ما را ندارد، همه چیزهای خوب پوچ و بیهوده اند، دنیا سراپا ورشکسته است و به کسب و کاری می ماند که پاسخگوی هزینه هایش نیست.

آرتور شوپنهاور

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:50 نويسنده یگانه بیگانه |

ندیدنت آسان نیست!
باید برای بال هایم
قفسی دست و پا کنم

صبا کاظمیان

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:49 نويسنده یگانه بیگانه |

وقتی آدم در خودش به اندازه کافی کمدی و تراژدی دارد ترجیح می دهد که از رفتن به تیاتر (تئاتر) پرهیز کند.

فریدریش نیچه

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 19:47 نويسنده یگانه بیگانه |

17 دی 216 خورشیدی (7 ژانویه 838) سالروز اعدام بابک خرمدین 

more about Babak Khoramdin

+ تاريخ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت 16:37 نويسنده یگانه بیگانه |
اروین یالوم، فریدریش نیچه و آرتور شوپنهاور
ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:45 نويسنده یگانه بیگانه |

ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:35 نويسنده یگانه بیگانه |
يا سخني داشته باش دلپذير، يا دلي داشته باش سخن پذير.

محمد حجازی

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:30 نويسنده یگانه بیگانه |
یاری چه چشم دارم از این یاران؟
کاینان هزار صورت و سد رنگند
در روی من به یاریم کوشند
پنهان ز من، به خصم هماهنگند

سیمین بهبهانی – سنگ صبور – جای پا (از خود گفتن ها)

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:27 نويسنده یگانه بیگانه |
لانگ بن* می خواست روح مرا نجات دهد. این منافق می خواست دل یک
خانم را به دست آورد و گمان می کرد که دارد فاحشه ای را مسیحی
می کند. مگر می توان انتظاری جز این از فضیلت مسیحیت داشت.

فریدریش نیچه - واپسین شطحیات

* Julius Langbehn ، نویسنده جوانی بود که می خواست نیچه بیمار را در
سال های پایانی زندگانی اش و پس از رویداد میدان کارلو آلبرتو و هنگامی
که در کلینیک درمانی بستری بود، به مسیحیت بازگرداند و روح او را
"نجات" دهد. او مدتی در بیمارستان شهر "یه نا" با نیچه به بحث
و جدل پرداخت (اکتبر 1890) و کوشش کرد قیم او بشود.

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:23 نويسنده یگانه بیگانه |
پس از آن گل فزون از بیست پاییز و بهار آمد
هنوز ای دل تو دانی با خیالش گفتگو دارم
ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:17 نويسنده یگانه بیگانه |
انسان با استعداد ، همانند تیرانداز ماهری است که درست به هدفی
می زند که دیگران نمی توانند به آن دست یابند؛ نابغه، همانند تیرانداز
ماهری است که درست به هدفی می زند که دیگران نمی توانند ببینند.

آرتور شوپنهاور

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:13 نويسنده یگانه بیگانه |
مردم مرا نابغه مي پندارند، همه نبوغ من در اين نهفته است كه هنگامی كه
موضوعي را در پيش دارم به گونه ژرف درباره آن مطالعه مي كنم، شب و روز
در جلو چشم من است، همه جنبه های آن را تفحص مي كنم. مغز من زیر
تاثير و نفوذ آن قرار دارد. بنابراين كوششي كه من مي كنم همان است
كه مردم آن را نبوغ مي نامند و آن ثمره کوشش و اندیشه است.

الكساندرها ميلتون

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:10 نويسنده یگانه بیگانه |
آدم کودن به ندرت تنها می ماند.

سامویل بکت - مالون می میرد
+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:2 نويسنده یگانه بیگانه |
من كه بخشنده ام با خوشدلي مي بخشم، چون دوستي به دوستان. ولی
غريبان و مسكينان را بهل تا خود از درخت من ميوه بچينند. اين گونه
كمتر شرمسار مي شوند.

فریدریش نیچه

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:55 نويسنده یگانه بیگانه |
هر چه غم هست خدایا به دل ما بفرست
که برای دل ما از کم و بسیار گذشت

تا ببینی دل ما را که ز عالم ببرید
تا بدانی غم ما را که ز غمخوار گذشت

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا
تا بدانی چها بر دل بیمار گذشت

برو ای ناصح مجنون ز پی کار دگر
نقش بر آن مزن، کار من از کار گذشت

عماد خراسانی- عمر آن بود

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:52 نويسنده یگانه بیگانه |
از دیدگاه جوانی، زندگی به گونه آینده ای دراز و بی انتها و در کهنسالی مانند
گذشته اش بیسار کوتاه به نظر می آید. هنگامی که با قایق از ساحل دور
می شویم ، همه چیزهای ساحل پی در پی کوچک تر می شود و
بازشناسی و تشخیص آن ها مشکل تر می گردد ، و به همین
ترتیب همه وقایع و فعالیت های سال های گذشته نیز از نظر
دور می شوند.

آرتور شوپنهاور

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:50 نويسنده یگانه بیگانه |
برای چشم خاموشت بمیرم
کنار چشمه نوشت بمیرم
نمی خواهم در آغوشت بگیرم
که می خواهم در آغوشت بمیرم

فریدون مشیری - آغوش - گناه دریا

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:46 نويسنده یگانه بیگانه |
به "آگاتون" گرامی بگو، سقرات را می توانی به آسانی رد کنی، ولی حقیقت
را نمی توانی انکار کنی.

سقرات

+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:43 نويسنده یگانه بیگانه |
حیوان گشتی زده است، حیوان خوراکی خورده است، حیوان خوابیده است،
بدین ترتیب او به گونه عملی از سکون جهان انتقام گرفته است.

فریدریش نیچه - واپسین شطحیات


ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:38 نويسنده یگانه بیگانه |
چنین خراب دلی کی دگر سزای من است
نه دل که دشمن من، درد بی دوای من است

گر این دل از دگری بود پاره می کردش
که ساختن به چنین خصمی از صفای من است


ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:35 نويسنده یگانه بیگانه |

ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ساعت 23:33 نويسنده یگانه بیگانه |
×بستن آگهی