Friedrich Wilhelm Nietzsche

من ندانم که پدر کیست مرا
یا کجا دیده گشودم به جهان

که مرا زاد و که پرورد چنین
سر پستان که بردم به دهان

هرگز این گونه زردی که مراست
لذت بوسه ی مادر نچشید

پدری ، در همه ی عمر ، مرا
دستی از عاطفه بر سر نکشید

کس ، به غمخواری ، بیدار نماند
بر سر بستر بیماری من


بی تمنایی و بی پاداشی
کس نکوشید پی یاری ی من


گاه لرزیده ام از سردی ی دی
گاه نالیده ام از گرمی ی ی تیر


خفته ام گرسنه با حسرت نان
گوشه ی مسجد و بر کهنه حصیر

سیمین بهبهانی – آغوش رنج ها – جای پا (چهره واقعی)

+ تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ساعت 0:35 نويسنده یگانه بیگانه |
×بستن آگهی